اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

358

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

گفتند : اى امير مؤمنان ، عيسى خود او را كشته است و اگر عبد الله باجل خود مرده بود ، دريغ نمىداشت كه تو و ما را از مرگ وى آگاه سازد . ابو جعفر ، عيسى و آنان را با هم روبرو ساخت و خون عبد الله را از وى مطالبه كردند و خود به او گفت : بر آنچه [ درباره عبد الله [ 1 ] ] گفتى بينه اى [ 2 ] عادل بيار و گر نه تو را بجاى او مىكشم ، و مردم را براى آن فراهم ساخت . پس چون عيسى گرفتارى خود را مسلم يافت گفت : تا اول شب مرا مهلت دهيد ؟ و مهلت يافت و اول شب بحضور آمد و عبد الله بن على نيز همراه وى بود ، پس گفت : منظورم از آنچه گفتم آسوده گشتن از نگهدارى وى بود چه بيم داشتم خطرى به او رسد و چنين ( سخنى ) به من گفته شود و اكنون او را صحيح و سالم تسليم مىكنم . ابو جعفر گفت : بلكه مىخواستى نظر ما را بفهمى تا اگر ( گزارش ) تو را باور كرديم آنگاه او را بكشى . ابو جعفر فرمود تا براى او اطاقى در كاخ ساخته شد و گفت : بايد تحت نظر خودم باشد . سپس به پاى ديوار آن اطاق آب انداختند تا بر سر وى فرود آمد و مرد . ابو جعفر خواست تا بر ( وسعت ) مسجد الحرام بيفزايد چه مردم از تنگى آن شكايت داشتند ، پس به زياد بن عبيد الله حارثى نوشت كه خانه هاى پيرامون مسجد را بخرد تا به اندازه ( وسعت ) مسجد بر آن بيفزايد ، ليكن مردم از فروختن ( خانه ها ) امتناع ورزيدند . ابو جعفر آن را با جعفر بن محمد ع در ميان گذاشت و او گفت : از آنان بپرس كه آيا آنان بر خانه ( كعبه ) وارد شده‌اند يا خانه بر آنان ؟ پس آن را به زياد نوشت و زياد بن عبيد الله آن ( سخن ) را به آنان گفت و به پاسخ وى گفتند : ما بر خانه وارد شده‌ايم . پس جعفر بن محمد گفت : پس حريم خانه به آن تعلق دارد . [ 3 ] و ابو جعفر به زياد نوشت تا خانه هاى پيرامون مسجد را

--> [ 1 ] ن ، افتاده دارد . [ 2 ] دو گواه عادل را بينه گويند . [ 3 ] ن ، پس خانه را حريمى است .